الشيخ محمد رضا المظفر ( مترجم وشارح : على محمدى )

172

أصول الفقه ( شرح اصول فقه ) ( فارسى )

ب . و گاهى تخيير بين اقل و اكثر است كه اقل على كل حال قدر متيقنى است . مانند : تخيير بين يك تسبيحه يا سه تسبيحه در نمازهاى سه و چهار ركعتى در ركعت 3 و 4 . و مانند امر مولى به اينكه « ارسم خطا مستقيما » سپس خود مولى بگويد « مخيرى بين خط قصير يا طويل » . و اين قسم دوم در جايى است كه غرض مولى بر هريك از اقل و اكثر جداگانه مترتب شود يعنى اقل بحده محصل غرض باشد و اكثرهم كذلك . اما اگر غرض مولى هميشه ( چه با وجود اكثر و چه بىوجود آن ) فقط مترتب بر اقل باشد ، در اين صورت « اقل » واجب تعيينى خواهد بود و « ما زاد بر اقل » واجب نخواهد بود تا از باب واجب تخييرى شود بلكه ما زاد ، حمل بر استحباب خواهد شد چنان‌كه اگر « اكثر » معينا واجب باشد ، تخيير نيست . 5 . عينى و كفائى واجب ، در تقسيم ديگر ، منقسم مىشود به واجب عينى ( - شخصى ) و كفائى . واجب عينى : عبارت است از آن اعمالى كه بر تمام مكلفين واجب مىگردد و با انجام بعضى ، از عهدهء بقيه برداشته نمىشود بلكه آنها هم بايد به جا آورند . مانند نماز يوميّه ، صوم شهر رمضان ، حج بيت اللّه و . . . واجب كفائى : عبارت است از عملى كه بر تمام مكلفين ، به طور مساوى ، واجب مىشود ليكن با اتيان بعض المكلفين ( حتى يك نفر ) ، تكليف از عهدهء ديگران برداشته مىشود . و دليل مطلب آن است كه در واجبات كفائيه ، مطلوب مولى ، اصل انجام كار است و اصل ايجاد طبيعت مراد است و الطبيعة توجد بوجود فرد ما . خصوصيت واجب كفائى : اگر همهء مكلفين آن عمل را ترك نمايند ، همگان مستحق عقابند اما اگر بعضى قيام كردند و عمل را اتيان نمودند ، تنها همان بعض مستحق ثوابند لا غير . امثلهء واجب كفائى : دفن و كفن و غسل ميت ، نماز بر ميت ، انقاذ غريق و انقاذ كسى كه دچار حريق شده و يا در زير آوار گير كرده و يا در چاه افتاده و . . . و ازالهء نجاست از مسجد و آموختن حرفه‌هاى ضرورى يك جامعه ، تحصيل اجتهاد ، امر به معروف و نهى از منكر و جواب سلام و . . .